عصام العماد

زندگینامه دکتر سيد عصام علی یحیی العماد:

2014_01_13__07_26_33_news

دکتر عصام العماد يمني الاصل (متولد ۱۹۶۸م) است. پدرش علي يحيى العماد و عمويش «عبدالرحمن العماد» از بزرگترين علمای سلفي و وهابی در کشور يمن است. بستگان او از پيشقراولان مبلغ وهابيت در يمن و منطقه هستند به طوري که علاوه بر پدر، عمو و عموزاده ها، دو خواهر او به نام های دکتر «بشری» و دکتر «هدی» العماد از اساتيد معروف دانشگاهاي وهابي يمن مي باشند.

esam-al-emad

عصام از شش سالگي وارد مدارس وهابيت شد و در مدارس علمي اين فرقه و ديگر مدارس تحصيل و در مدارس و مساجد وهابيت يمن مشغول به فعاليت شد. وي چند سال نزد «محمد اسماعيل العمراني» رهبر علمي وهابيت يمن که اخيراً فتوايي در وجوب کشتار شيعيان صادر کرده است، تلمّذ نمود. البته دکتر عصام با حفظ احترام استادش، نامه اي محترمانه و مستدل در رد اين فتوا نگاشت و از العمراني جهت صدور اين فتوا گله کرد. از ديگر اساتيد او مي توان «احمد سلامه» و «عبدالرزاق الشاحذي» از عالمان بزرگ وهابي يمن و نيز «مقبل الوادعي» از سرسخت ترين دشمنان شيعه نام برد.

عصام سپس براي ادامه تحصيل به عربستان سفر کرد و در مقطع دکترا از دانشکده اصول الدين دانشگاه «امام محمد ابن عبدالوهاب» در رشته علوم حديث فارغ التحصيل شد.

در دوران تحصيل در سعودي، به حلقه درس و محفل خصوصي مفتي اعظم وهابيت شيخ «ابن باز» راه يافت و از شاگردان برجسته و نخبه و آينده دار او شد. وي پس از فارغ التحصيلي به مدت چهار سال امامت جمعه و جماعت مساجد «باب القاع»، «الاسطي»، «هايل سعيد» و «الدعوه» را برعهده گرفت و در اين زمان کتب مهم وهابيت از جمله کتاب التوحيد محمد ابن عبدالوهاب را در اين مساجد و مدارس و در رأس آنها مسجد جامع تدريس کرد.

وي در همين زمان تحت تأثير انديشه هاي سلفي ابن تيميه(قرن هشتم) در کتاب مشهور «منهاج السنه»، کتاب ضد شيعي«الصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاه» (همبستگي شيعه و فرقه های غالي) را در دو بخش به نگارش درآورد: بخش اول درباره مطاعن حضرت علي(عليه السلام) و بخش دوم عليه عموم شيعيان! هر چند خوشبختانه دکتر عصام قبل از انتشار اين کتاب، به تشيع دوازده امامي گرويد، و هرگز کتاب مذکور منتشر نگرديد اما در ابتداي گفتگو با تأسف و ناراحتي بسيار از نگارش اين کتاب، برايم گفت: « از راه دشمني با امام علي (عليه السلام) به دوستي با حضرت رسيدم. وي در مصحابه ای مظلومیت و حقانیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) را عمده عامل شیعه شدن خود برشمرد و گفت: «برای وهابیان خیلی سخت است که قبول کنند حقانیت از آن حضرت زهرا(سلام الله علیها) است چون با این کار، خودشان را زیر سوال می برند.  عصام العماد با اشاره به ماجرای غصب فدک افزود: زمانی یکی از صحابه نزد پیامبر(صلی الله علیه واله) آمد و گفت تمام اموالم را وقف کردم، رسول خدا(صلی الله علیه واله) ناراحت شدند و گفتند تو حق داری ثلث مال خود را ببخشی، حال چطور ممکن است رسول خدا(صلی الله علیه واله) گفته باشند بعد از من تمام ماترک صدقه باشد.  بر مبنای رأی تمام انسان‌های عاقل، اگر کسی بخواهد مالی را وقف کند اولین نفراتی که متوجه می شوند، فرزندان او هستند نه دوستان و یاران که ارث به آنها تعلق نمی‌گیرد، مگر در حالتی که پدر احساس کند فرزندان سفیه باشند، سفیه یعنی کسی که نمی تواند مال و زمین را نگه دارد.با وجود اینکه رسول(صلی الله علیه واله) سید عقلا است چطور ممکن است به یکی از خلفا گفته باشد مال من صدقه باشد و به دخترش نگفته است، گفتم شاید دخترش زهرا(سلام الله علیها) سفیه باشد، تحقیق کردم و دیدم رسول اکرم(صلی الله علیه واله)، حضرت زهرا(سلام الله علیها) را کامل ترین زن عالم معرفی کرده، پس چطور ممکن است به خاندان خود نگفته باشد. من با خواندن این عبارات در کتاب فخرالدین رازی به حیرت فرو رفتم، مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) از مهمترین عوامل گرایش به تشیع است و من این امر را در مقاله ای با عنوان «نقش مظلومیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) در استبصار» مطرح کردم.  وی در پایان این مصاحبه گفت: برای وهابیان خیلی سخت است که قبول کنند حقانیت از آن زهرا سلام الله علیها است چون با این کار، خودشان را زیر سوال می‌برند و به خاطر همین من دیدم بهترین وسیله برای تبیین وتثبیت برائت، توضیح دادن داستان حضرت زهرا(سلام الله علیها) و قیام آن حضرت در مقابل آن دو نفر و مظلومیت فوق العاده آن حضرت به وسیله آنهاست.»

 

20140315_101546_533521

دکتر عصام متخصص در علوم حديث و رجال و تاريخ اسلام و فرق اسلامي است و کارشناس برجسته جنبش هاي اسلامي معاصر و شيفته شخصيت هاي پيشروي چون سيد محمد قطب و محمد غزالي مصري (انديشمند معاصر و منتقد علمي وهابيت که از آنها به «العقل الصحراوي؛ انديشه باديه نشين» تعبير نموده است) مي باشد. وي پس از استبصار، با نوشتن کتاب هاي پربار استدلالي و نقد از درون بنياني ترين انديشه هاي تکفيري وهابيت، و با برگزاري مناظرات متعدد (ماهواره اي، حضوري و مکتوب) با سران فرق مکتب خلفاء، بالاخص فرقه وهابيت، موفق به هدايتگري صدها و بلکه هزاران جوان جوياي حقيقت به مکتب اهل بيت عليهم السلام شد که از جمله آنها مي توان از برادر، خواهر زاده و سه تن از خواهرانش که هم اکنون در شهر قم مشغول به تحصيل علوم ديني هستند، نام برد.
يکي از مهمترين مناظرات وی با «عثمان الخميس»رهبر وهابيت کويت که از عالمترين علماي وهابي است می باشد که در طول يک سال و از طريق ماهواره صورت گرفت و سپس در مجموعه يک جلدی ۸۶۹ صفحه اي وزيري، به نام «الزلزال» چاپ و منتشر شد. پس از اين مناظرات که بااستقبال بسيار جوانان جهان عرب مواجه شد، برخي از جرائد کشورهاي عربي نتيجه اين گفتگوها را چنين اعلام کردند: «هزيمه فاضحه لشيخ الوهابيه في الکويت؛ شکست افتضاح شيخ وهابيت کويت» (روزنامه: صوت آل البيت در مصر، شماره: ۲۷). اين کتاب مي تواند منبع کارآمد و به روز براي اهل تحقيق باشد.  از ديگر آثار وي مي توان به کتاب «نقد الشيخ محمد ابن عبدالوهاب من الداخل» (نقد شيخ محمد ابن عبدالوهاب از درون) که به فارسی نيز ترجمه شده و همچنين کتاب «المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهابيين» اشاره کرد که نويسنده در اين اثر مي کوشد به اين پرسش پاسخ دهد که چگونه مي توان مذهب تشيّع را به وهّابيان ارائه نمود؟ اين نوشته توسط مصطفي اسکندري به فارسي ترجمه و به نام «گفتگوي بي ستيز؛ گامي به سوي تفاهم» در ۱۴۴ صفحه از سوي انتشارات دارالغدير منتشر گرديده است . نويسنده در «گفتگوي بي ستيز» روشي نو را در بحث با وهابيان به منظور گرويدن آنها به تشيع پي مي ريزد. وي با توجه به شناخت عميق خود از وهابيت، توجه به سه مرحله هرمي را در عرضه مکتب اهل بيت به وهابيان خاطر نشان مي کند؛ مرحله اول: شناخت وابستگي و پيوند مذهب اماميه است (که در اينجا دو عامل اصلي اشتباه وهابيان در همسان پنداشتن شيعه و غلاه را مورد بررسي قرار مي دهد.)، مرحله دوم: شناخت موشکافانه مذهب اماميه است(که در اين بخش چهار حقيقت مهم يعني الوهيت و پيامبري، شريعت، اهداف و اصطلاحات اماميه مورد تحليل قرار مي گيرند)و مرحله سوم: شناخت ريشه اي مذهب اماميه است(که چهار نکته اساسي مکتب اهل بيت يعني منابع، امامت، هويت و حقيقت اماميه و دلايل پيدايش آن مورد کنکاش قرار گرفته است.) مطالعه اين اثر قويم و در عين حال مجمل را ـ به خصوص ـ به جوانان پيشنهاد مي کنم.

sad-soal-salafiat