آنان که به دین اسلام برگشتند

اسم کتاب: آنان که به دین اسلام برگشتند. (در رابطه با کسانی که از فرقه ضاله بابیت و بهائیت به اسلام و تشیع بازگشتند.)

نویسنده: ابوذر مظاهری.

دانلود:

آنان که به دین اسلام برگشتند

رویش و ریزش در هواداران هر جریانی امری عادی تلقی می شود، ولی اگر این ریزش در یک جریانی عده زیادی را در بر بگیرد، نمی توان این مساله را یک امر عادی و طبیعی قلمداد نمود، زيرا اين نوع ريزش در سستی مباني فکری آن مكتب نهفته می باشد. در مورد دو فرقه ی ضاله ی بهائیت و بابیت این مساله رخ داده، و افراد زیادی از این دو فرقه، به حقیقت باطل فرقه های خود پی برده و به عقیده پیشین خود یعنی اسلام برگشتند. ملا عبدالخالق یزدی؛ ملا محمد تقی هراتی، عبدالحسین آیتی، فضل الله صبحی و ادیب مسعودی، از اين دسته افراد هستند كه در كتاب « آنان كه به دامن اسلام برگشتند» به ذكر بازگشت آنها از فرقه ضاله بابيت و بهائيت و هدايت مجدد شان به اسلام ، پرداخته شده است.

ابوذر مظاهري نويسنده كتاب فوق درباره هدايت افراد مذكور چنين مي نگارد:

ملا عبدالخالق یزدی از شاگردان شیخ احمد احسایی در یزد و از روحانیون مشهور مقیم مشهد در زمان ظهور باب بود وي بر اثر تعریف مُلّا حسين بُشْرُویِه ای (اولين پیرو علی محمدِ باب)، به بابیَّت گروید، مقام ملا عبدالخالق در نزد بابیان به حدی بود که «علي محمدِ باب» در پیام مکتبوش به «محمد شاه قاجار» ایشان را برای اثبات بابیَّت معرفی کرد، ولی بعدها ملا عبدالخالق متوجه بطلان فرقه ي بابیَّت شد و از آن دست کشید

«عبدالحسین آیتی تَفْتی»، ادیب، شاعر، مورخ و روزنامه نگار معاصر، در شهر تفت از توابع یزد دیده به جهان گشود و در سنین جوانی مشغول فراگیری علوم دینی شد؛ بهائیَّت، برای وی دام گسترده و از راههاي مختلفی کتاب های خود را به او می رساندند، وهمین امر سبب شد عده ای «آیتی» را متهم به بهائیت کنند، «عبدالحسین آیتی» محل زندگی خود را ترک نمود، از طرفی بهائیت آغوش خود را برای او گستردند و بدین شکل «آیتی» به بهائیت پیوست. وي احترام ویژه ای بین بهائیت پیدا کرد، وبه جهت قلم و قدرت سخنراني كه داشت، یکی از مبلغان مهم بهائیَّت گردید وبه کشورهای مختلف جهت تبلیغ آنان سفر کرد. آیتی به اعتراف خودش، بعد از دیدار با عباس افندی پیشوای بهائیت، به بطلان ادعای او و پدرش «حسینعلی بهاء»، فهمید كه این فرقه، جز پاره ای شعارهای فریبنده چیزی برای عَرضه ندارد. آگاهی وی از فساد «شوقی اَفَنْدِي»، نوه و جانشین عباسْ افندی و اطلاعش از نفوذ نكردن مسلك بَهاء در مغرب زمین «بر خلاف ادعاها و تبلیغاتفرقه»، سستی و پوچی اساس این مسلك را از حیث دینی برای او روشن تر كرد و از اين مسلك دست كشيد و به آغوش مكتب اهل بيت عليهم السلام بازگشت و کتابی به نام «کشف الحیل» در نقد بهائیت تالیف نمود.

فضل الله مهتدی معروف به «صبحی»، پژوهشگر، نویسنده، سخنران و داستان گوی مشهور و توانای معاصر، در کاشان دیده به جهان گشود، وي خویشاوندی دوری با «حسینعلی بهاء» داشتند، وي به پيروي از خاندانش، بهائيت را دنبال كرد. او تمام آثار «بَهاء» را مطالعه کرد و برای تبلیغ این مسلک به شهرهای مختلفی سفر کرد، او علاقه ی زیادی داشت كه پیشوای بهائیت «عباس افندی» را ملاقات کند از این رو براي ديدار وي، راهی حیفا شد ولی برخلاف تصوری که داشت، دیدار با «افندی» سبب سستی در عقیده او شد، ولی به سبب جایگاهی که «صُبْحی» داشت، «افندی» اورا همیشه در کنار خود قرار می داد و بعدها او را براي تبلیغ به ایران فرستاد؛ بعد از مرگ «افندی» و روی کار آمدن «شوقی»، «صبحی» بیشتر به فساد و بطلان این فرقه پي برد؛ از این رو فرقه ي ضاله بهائيَّت را رها نمود و فعالیت های گسترده ی در جهت نقد بهائیت انجام داد

«غلام عباس گودرزی» مشهور به « ادیب مسعودی» از شاعران وادیبان معاصر و از مبلغان سرشناس بهائیت بود که سران بهائیت برای او لوح تقدیر صادر کردند. وي به جهت وقايع غیر منتظره ای به فرقه ضاله ی بهائیت پیوست و زادگاه خود را ترک نموده و به تهران سفر کرد و در آنجا به تدریس مشغول گردید و عضو انجمن ادبی بهائیت شد و جهت تبلیغ این مسلک به شهرهای مختلف سفر کرد. گرچه او از همان اول زیاد به این مسلک باور نداشت و به گفته خودش هیچ وقت عبادتش را ترک نکرد ولی در سال ۱۳۳۸  که مطالعه خود را در باره این فرقه شدت بخشید، به بی بنیادی این مسلک و فساد آن پی برد و از آن جدا شد و فعالیت های گسترده ی در ضد این مسلک انجام داد از جمله این فعالیت ها می توان به کتاب قَطُورِ سه جلدی با نام « کَشْفُ الغَدَر وَ الْخِیانَة »، اشاره نمود كه وي در نقد بهائیت به رشته تحریر درآورده است.